محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

29

مجمع الانساب ( فارسى )

صافى و به انواع امن و امان وافى است ، شمشير مخالف در جوف قراب ، زنگار گرفته ، معارضان و معاندان مملكت او از تاب سيوف آبدارش در خاك مذّلت نشسته . طبيب عدل شاملش معجون كوكنار در معالجت بيمار فتنه به كار برده تا چنان مست خواب ابد شده كه صورت تيقّظ جز در خواب نمىبيند . عرصهء ممالكش چنان فسيح كه طول و عرض آن در صورت عرض نمودن طولى دارد . سلاطين روم و مغرب و شام بعد از اداى مال قرار چون از سطوت بأس شديد او امان يافته‌اند ، حجهاى پياده و عتاق مماليك بر خود عين فرض مىدانند . خواقين چين و رايان هند چون شرف قبول تحفه و هدايا مىيابند ، خود را دولتى بزرگ و غنيمتى شگرف مىدانند . احوال بخت جوان و روزگار مساعد اين پادشاه مالك رقاب از آن مشهورتر است كه شمه‌اى از آن در حيّز بيان گنجد . از فتوح نامدار و گرفتن اقاليم و ظفر بر اعادى مملكت و وقوف بر كيد و مكر اهل غدر و لا شك تفاصيل اتفاقات خوب كه در عهد دولت اين پادشاه ديندار طارى شد ، به طريق اجمال در اين كتاب مثبت خواهد شد . پروردگارا ! سايهء ميمون توق همايونش را سالهاى بسيار و قرنهاى بىشمار بر سر كافّهء اهل اسلام پاينده‌دار و روزگار عزيزش به ابد مقرون و نهال جلالش از صرصر عين الكمال مصون گردان . به حق النّبىّ المختار و آله الابرار . در زمانى چنين خوش و روزگارى بدين‌گونه دلكش كه چون عهد شباب خرّم و خندان و جهان ، زيب [ 14 ] و زينت فردوس اعلى دارد ، روى بدين مهم آوردم و همّت بر اتمام آن مصروف داشتم و اين مجموعه را - كه نامش « مجمع الانساب » نهاده‌ام - به حضرت وزير اين پادشاه عادل - خلّد اللّه ملكه - روانه داشتم كه وزيرى است صاحب‌قران ، سلطان‌نشان ، آسمان‌قدر ، بوستان‌صدر ، كيوان‌بقا ، مشترىلقا ، مرّيخ صولت ، خورشيددولت ، ناهيدبزم ، عطارد حزم ، قمرعزم ، آصف‌عنايت ، صاحب‌كفايت ، جعفرسخاوت ، حاتم‌جود ، خاتم‌وجود ، يعنى خداوند خدايگان وزراى جهان ، كفيل مصالح اهل اللارضين ، مستجمع كمالات الّاولين و الآخرين ، مصلح امور المسلمين ، مفلح مصالح المؤمنين ، سيّد صناديد فى العالمين ، الغ بلكا نايب ايلخان روى زمين ، غياث الدنيا و الحق و الدّين ، محمّد بن الصّاحب المرحوم السّعيد رشيد الدّين - زيّن اللّه وجه الارض